ميرزا مهدى نواب طهرانى

11

دستور الأعقاب ( فارسى )

براى پرداختن به تجارت نيست به اميد آنكه با دانش اندوزى در ديوان دولتى به رتبه‌اى دست يابد او را در اين راه تشويق كرد . چون چندى برآمد و بدايع نگار جوان آثارى تأليف كرد . پدر با ارائه نوشته‌هاى او به حاجى ميرزا آقاسى - كه در آن هنگام روابطش با او حسنه بود - لقب نواب دار الخلافه را براى فرزند گرفت . اما چنان كه اشاره شد با دگرگونى روابط نواب و صدر اعظم ، پسر نيز همراه پدر تن به اقامت اجبارى در شيراز داد . و از آن پس با ارائه تأليفات فراوان به شهرت علمى چشمگيرى دست يافت و در دنبال آن به مقام معاونت وزارت علوم برگزيده شد . اما با اعتضاد السلطنه وزير نتوانست كار كند و به ناگزير استعفا داد و به وزارت خارجه رفت و مدتى در آنجا بود . اما در آن دستگاه كار مهمى به او رجوع نشد . و سرانجام در 15 ربيع الاول سال 1299 ق به بيمارى سكته در تهران درگذشت و به گفتهء علامه محمد قزوينى در نجف اشرف به خاك سپرده شد « 1 » . محمد ابراهيم بدايع نگار از فضلا و منشيان برجسته عهد قاجار بود . نثر فارسى را در كمال استادى و مهارت مىنوشت و بر زبان عربى هم تسلط كامل داشت ، صاحب افكار و نيّات مترقيانه بود . از جمله در پاره‌اى از آثار خود چون رساله‌هاى اقتصادى و سياسى انديشه‌هاى وطن‌پرستانه خود را آشكار كرده است . او صاحب تأليفات فراوان است كه اينك به چند اثر او اشاره مىشود : [ آثار او ] 1 . عقد اللئالى : اين كتاب در تاريخ دورهء قاجار و احتمالا در دو مجلّد است . جلد اوّل در شرح حوادث محمد حسن خان قاجار تا عصر

--> ( 1 ) . وفيات معاصرين ، مجله يادگار ص 8 شمارهء 4 .